خوش آمدید

اینجا دیگر مرزی نیست... فقط ذهن توست که مرا میخواند. اینجا کارزار اندیشه هاست.
فلسفیدن در خویشتن ِ خویش... .

۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه

ما و روزگار امتحانات

به قول فلانی.. هستم،ولی خستم...
در رکود فکری (شما بخونید جمود فکری) ایام قبل از امتحانات به سر میبرم و حس و حالی نیست برای نگارش.
بنا به قولی که به دوستان محترمم داده بودم یک تحلیل آبدوخیاری (محترمانه) درباره ی نمایش آپارتمانی محترمی که در کافه
دنج با دوستان (پروانه و هومن و ... ) دیدیم،نوشتم. پروانه خانم ! ببخشید که خیلی مبتدی نقد نوشتم.
فایل نوشته شده رو پی دی اف کردم و به صورت زیپ شده برای دوستان آپلود کردم.
اگر علاقه دارید داستان جراحی شده و پاره پاره شده رو که از نقطه نظر یک نیمچه جامعه شناس دوست بخوانید از اینجا دانلود کنید.
در این روزگار تا چهارم بهمن ماه فکر نکنم چیزی بنویسم. الکی منتظرم نباشید.(چه خودبزرگ بینیه عجیبی دارم!!!)
پ ن:برچسب ها بر حسب محتوای نقد و تحلیلی که دانلود میکنید زده شده اند.
پ ن 2:روی لینک راست کلیک کرده و گزینه ی save target as... را انتخاب کنید.

۱۳ نظر:

خاکستر دل گفت...

شما نوید هستی نه ؟

ارش گفت...

میدانم سخت در تلاشید برای امتحانات ترمی و لی در هر صورت خوشحالم که باز هستید حتی اگر خسته اید . نقدتان هم میخوانم و کامنت بعدیش نظر خواهم داد ...خسته نباشد.....

ASPERIN گفت...

ما را به رندی افسانه کردی راستی راستیا!

afshin گفت...

[گل] ---------- درود بر تو دوست گرام ------------


نامهای پارسی برای دختران و پسران


سر بزن ....


** خداوند نگهدار ایران باد ** [گل]

ناشناس گفت...

خيالات : چقد فلسفي شدي رفيق ..

شیدا گفت...

من که نتونستم اونجا رو باز کنم!
سر کاریه؟

پروانه گفت...

میشه یه مدت در مورد هیچی بحث نکنیم ؟

ارامشم ارزوست ... اندکی ارامش ... دنیای بدون بحث ...

asperin گفت...

...رکود فکریت منو کشته ...زود باش بیا دیگه خرگوش سفید منتظرته

یک آدم معمولی گفت...

این جمود فکری چی هست؟
یه نوع اسهاله؟
اگه اینه نگران نباش
این روزا فراگیر شده
نبات داغ بخور خوب میشی
برای من که افاقه کرد

کافه هفت گفت...

هی چطوری رفیق...تو هم که تا تق به توقی می خوره میخوای گم شی و دیگه نیای یا دیر به دیر بیای....هی بچه من دو هفته دیگه بیشتر ایران نیستم خواستی توو این یه هفته اخیر اگه کارگاهی جلسه ای چیزی دارید بگو بیام بینم چی میگید

گفت و گوي خالي گفت...

خيالات : بيخيال پسر
هي!
بيخيال

ارش گفت...

همچنان ارادتمند شما هستیم ها ...

Unknown گفت...

slm refiq khaste nabashi ma k emtehanamon tamam shode