بابا داره ذره ذره آب میشه.
بغضمو قورت میدم و صدام رو صاف میکنم:
درست میشه آبجی جون..درست میشه... غصه نخور...
و بی توجه به اشکای خواهرم
غرق میشم توی دنیای آشفته و متروکِ خودم..
بغضمو قورت میدم و صدام رو صاف میکنم:
درست میشه آبجی جون..درست میشه... غصه نخور...
و بی توجه به اشکای خواهرم
غرق میشم توی دنیای آشفته و متروکِ خودم..